ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

90

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سرپيچيدند . » اسا كوشيد كه مردم را به راه راست درآورد و درين باره سختگيرى بسيار كرد . در نتيجهء سختگيرى او ، گروهى كه بت مىپرستيدند و گناه مىكردند ، به ستوه آمدند و پيش مادر اسا رفتند و از دست پسرش شكايت بردند . مادر او نيز بت‌پرستى مىكرد . از اين رو ، به نزد پسر خود رفت و كوشيد تا او را از آنچه مىكرد باز دارد . درين باره نيز بيش از اندازه اصرار ورزيد . ولى پسرش ، اسا ، به سخنان او گوش نداد ، از اين گذشته ، او را از زيان بت‌پرستى ترساند و بيزارى خود را از پرستش بت‌ها آشكار كرد . مردمى كه به بت‌پرستى گرويده بودند وقتى كار را چنان ديدند ، نااميد شدند و كسانى كه از اسا مىترسيدند ، آن سرزمين را ترك گفتند و روانه هند گرديدند . در هند پادشاهى بود كه رزح ( يا : روح ) خوانده مىشد . مردى بيدادگر و تبهكار بود و توانائى بسيار داشت . مردم بيشتر شهرهاى هندوستان از او فرمانبردارى مىكردند و او آنان را به بندگى و پرستش خود فرا مىخواند . آن گروه از بنى اسرائيل كه راهى هندوستان شده بودند ، خود را به دو رساندند و از دست پادشاه خود پيش او شكايت بردند و از شهرهاى بسيار و لشكريان او ، همچنين از ناتوانى او در فرمانروائى سخن گفتند و پادشاه هند را برانگيختند كه براى جنگ با اسا لشكركشى كند . پادشاه هند جاسوسانى را به سرزمين بنى اسرائيل فرستاد